خاطره ای از شهید محمد ارغیانی

زیارت
 
شهید محمد ارغیانی با دوست همرزمش که اهل شیراز بود، تصمیم گرفتند پس از پایان ماموریت با هم به زیارت امام رضا -علیه السلام- در خراسان و شاه چراغ در شیراز روند.
هر دو نفر، قبل از رفتن به مرخصی در سوسنگرد شهید شدند.
هنگام فرستادن پیکرهای مطهر به زادگاهشان، شهید ارغیانی به اشتباه به شیراز برده شد و پیکر مطهر دوستش به خراسان فرستاده شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
خاطره ای از شهید محمد ارغیانی
 
نسال الله منازل الشهدا
یا شهید

خاطره ای از شهید علیرضا موحد دانش

پشیمان

در همان شب بعد از عملیات، در اثر پاتکی که دشمن کرده بود، برخی سنگرهای رزمندگان اسلام به تصرف آنها درآمده بود، علیرضا این را نمی دانست.
علیرضا صبح که برای بیدار کردن بچه ها به داخل سنگرها می رود، ناگهان خود را داخل سنگری می بیند که عراقی ها شب قبل آن را تصرف کرده بودند.
در این لحظه عراقی ها که متوجه علیرضا می شوند، نارنجکی را به سوی ایشان پرتاب می کنند که نارنجک به گیجگاه شهید می خورد، اما منفجر نمی شود.
علیرضا به خودش می آید و می خواهد نارنجک را به سوی دشمن بیندازد که نارنجک در دستش منفجر می شود و دست راستش قطع می شود.
 بچه ها که متوجه سر و صدا می شوند، به کمک می آیند.اما در وهله اول متوجه دست زخمی علیرضا نمی شوند.علیرضا هم برای حفظ روحیه ی بچه ها در کمال آرامش دستش را داخل اورکت می کند تا بچه ها متوجه نشوند.
اما بعد از مدتی بچه ها متوجه می شوند از داخل اورکت علیرضا خون می چکد که در این جا قضیه را می فهمند.
قبل از انتقال به بیمارستان، عراقی ها توسط رزمندگان اسلام اسیر شده و در جایی جمع می شوند.همرزمان علیرضا تعریف می کنند که دیدم در بین اسرا یکی دارد به شدت به خود می پیچد و نگران است.
علیرضا از بچه ها می خواهد که از وی دلیل نگرانیش را بپرسند.
وقتی علت را می پرسند،آن عراقی اعتراف می کند که نارنجک را او به سمت علیرضا پرت کرده و می گوید:"آن گاه که برخورد خوب شما را با خود دیدم، از این کار پشیمان شدم".
وقتی علیرضا قضیه را می شنود به سراغ اسیر می رود.قمقه ی آبش را به او می دهد، می گوید:" بخور تا آرامش خود را بیابی."
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
خاطره ای از شهید علیرضا موحد دانش
 
نسال الله منازل الشهدا
یا شهید

دل نوشته با موضوع شهيدان

زیارت قبور شهدا
بسم رب الشهدا

باز دلم  گرفته
باز از خود خسته شده ام
باز دور شده ام
باز در روزمرگی های این جهان پر غفلت هدفم را فراموش کرده ام
راه را گم کرده ام
باز اندکی سختی های روزگار ناامیدم کرده

شهدا فراموش کردم چگونه ایستادید در برابر طوفان بلایا
البته سلاح ایمان شما سلاحی قدرتمند بود و به قول شهیدی بزرگوار "شهدای بوی ایمان می دادند و امروز ایمانهای ما بو می دهد" ...ء

 

 


آه شهدا
قلبم مالامال از غم است
غمی جانکاه... غم و درد یک در راه مانده را آیا می توانید لمس کنید شما راه پیموده ها؟ شما به اوج پر کشیده ها؟ 
مانده ام امام منتظرم(عج) چگونه بر ما با این خلق ها و نیت ها و عمل ها می تواند دل خوش کند؟
اما خدا چاره کار را اندیشیده است
شهدا شما بهره مند امروز و فردایید که در ظهور مولا(عج) نیز با قاعده رجعت شما باز سرداران سپاه خالصان خدا خواهید شد
و می ترسم که آن روز هم من باز فقط به عکسهای شما خیره شوم و باز حسرت در دل غمزده ام شعله کشد
حسرتی داغ تر از داغ حسرت امروز
http://www.havadar.ir/upload_images/images/bakeri_0_8976.gif
 
 بقیه در ادامه ی مطلب
ادامه نوشته

گلزار شهدا

گلزار شهدا
 
 
کوله پشتی و وصیت نامه اش را به من دادند تا خبر شهادتش را به خانواده اش برسانم.
- "آقا، دنبال این آدرس می گردم.منزل آقای سبحانی؟"
پیرمرد با تعجب، یک نگاه به من و بعد نگاهی به آدرس انداخت.
-خونشون از اینجا رفته.دیگه نیستن..رفتن سفر
-کی رفتن؟ کجا رفتن؟ خبر مهمی واسشون دارم.میشه آدرس جدیدشون رو بدید؟
-تازه رفتن.چند شب پیش..همشون با هم رفتن..بعد از آژیر قرمز..
-آدرسو بنویس..
بهشت زهرا، مزار شهدا، قطعه...
 
 
 
نسال الله منازل الشهدا
یا شهید

خاطره

شهید
 
میگفت: شب بود و برای عملیات قرار بود بزنیم به آب. اتفاقا اون شب آب رودخونه بالا اومده بود. باید عملیات انجام می شد.
اما با اون وضعیت نمی شد زد به آب. چیکار کنیم؟ چیکار نکنیم؟
محسن گلستانی نشست و شروع کرد به روضه خوندن.
متوسل شد به حضرت زهرا سلام الله علیها...
آب رودخونه پایین کشید و زدیم به آب...
هنوز سوز دعای صباح خوندنش تو صبحگاه دوکوهه میسوزنتم...
بی خود نبود شهید شد...

 
 
***********************
 
شب عمليات مسلم ابن عقيل در ديدگاه ايستاده بودم.
حاج همت ساكت و آرام به آسمان خيره شده و اشك مي ريخت كمتر كسي به ايشان توجه داشت، همه سرگرم كار خود بودند، ابتدا به خودم اجازه ندادم چيزي بپرسم، اما طاقت نياوردم جلو رفتم و جوياي حال شدم.
حاجي اشاره كرد و گفت: خوب به ماه نگاه كن، به آسمان نگاه كردم به نظر مي رسيد ماه ما را همياري مي كند، جايي كه نيروها در معرض ديد دشمن قرار مي گيرند ماه زير ابر مي رود و جايي كه از ديد دشمن خارج مي شدند و نياز به نور داشتند ماه از زير ابر بيرون مي آمد و همه جا را روشن مي كرد.
از آنجا كه حاجي اعتقاد زيادي به امدادهاي غيبي و رهبري عمليات از سوي آقا امام زمان داشت، به شدت منقلب شده بود و طاقت نياورد و از پشت بي سيم به فرمانده گردانها ندا داد تا به حركت ماه توجه كنند، چند دقيقه بعد صداي فرماندهان از پشت بي سيم آمد آنها نيز از شوق گريه مي كردند.
 

روضه حضرت عباس

روضه حضرت عباس
 
اومد گفت:خیلی دلم گرفته. روضه میخونی؟
شاید دیگه فرصت نباشه!
گفتم: !برو شب عملیاته!خیلی کار دارم!
رفت و با دوستش برگشت! اصرار که فقط چند دقیقه! سه تایی نشستیم.
گفتم:چه روضه ای؟ گفت:دلم هوای عباس (ع) کرده!
منم شروع کردم!
 
ای اهل حرم میر علمدار نیامد.علمدار نیامد...
سقای حرم سید و سالار نیامد.علمدار نیامد...
 
کلی وقت با همین دو بیت گریه کردند.
رهاشون کردم به حال خودشون! عملیات با رمز یا ابالفضل العباس شروع شد...
بیسیم زدم وضعیتشو بپرسم..
گفتند:چند لحظه قبل شهید شد با دست بریده...
 
 
 
 
 
**********************
 
 
رفتند تا انتقام سیلی مادر بگیرند و حال..
روز شهادت مادر برمی گردند..
 
 
با نزدیک شدن به دهه دوم فاطمیه و روز شهادت حضرت زهرا _سلام الله علیها_ 33شهید در کشور تشییع خواهند شد.

سید مرتضی آوینی

رهبرم

عزیز ما، ای وصی امام عشق ( سید علی خامنه ای )
آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت در مانده اند،اما شما خوب می دانید که سرچشمه ی این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست.
خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می دارم و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم .
ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما شفقت صبح را داشت شب انزوای ما را شکست.
شهید سید مرتضی آوینی

خاطره شهید محسن ضیاییون

دانشگاه ....شهادت
 
امروز جبهه ها حال و هوای دیگری دارد ، جبهه دانشگاه انسان سازی است و همه نوع دانشجو دارد؛ از بسیجی چهارده ساله تا پیرمرد 80،70 ساله و بالاترین مدرک آن شهادت است.
و امتحان ورودی آن تنها اراده و ایمان و فقر است و چه بزرگانی که از آن فارغ التحصیل شدند و از کنار ما رفتند و به آرزویشان رسیدند و ما را تنها گذاشتند.
شهادت همان شهدی است که تنها اولیا و بندگان صالح خدا نوشیدند. مبادا آنان را از دست رفته بنامیم ، ما از دست رفته ایم.
می شود در یک جمله ی زیبا این طور بیان کرد که آنان مردگان زنده اند و ما زندگان مرده و با ایثار قطره قطره ی خون هایشان اسلام را ، که در حصار و انزوا قرار گرفته بود، زنده کردند.
اسلامی که بعد از پیامبر دیگر نتوانست اینچنین شکوهمند سر بلند کند و در هر برهه ای اگر کسی صدایش در می آمد در گلو خفه می شد و خون ها بر زمین می ریختند ؛
ولی غافل از آن بودند که با دین خدا نمی توانند بجنگند، ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم.
خونخواه آن خون هایی که در زمان پیامبر(ص)، حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) و بقیه ی امامان (ع) ریختند، امروز کشور اسلامی ماست.
شهید محسن ضیاییون

دلنوشته های شهدای گرانقدر هفت سال دفاع مقدس


 

دلنوشته هایی به یاد شهدا

 
رفتند تا انتقام سیلی مادر بگیرند و حال..
روز شهادت مادر برمی گردند..

بوسه بر عطر پرواز
محمدکاظم بدرالدین
بغض‏های حقیر ما، روبه‏روی تصاویر گلگون شما سرریز می‏شود و راه را برای کلام می‏بندد؛ با شما شقایق‏هایم. از شما چه باید گفت و چه باید نوشت؟
واژه‏های خاکسترگونه ما، فقط بلدند روبه‏روی شما ضجه بزنند. اما کاش می‏دانستند که یاد شما حرکت است؛ حرکتی برای بهبودی وضعِ «بودن». چه باید گفت که شما حنجره‏های خود را عبور دادید تا آن سوی مرزهای تکبیر، آن سوی مرزهای ندیدن؛ جایی که واژه‏ای یافت نمی‏شود تا شما را با آن ستود. اصلاً شما که برای تحسین برانگیزی قلم‏های ما بوسه بر عطر پرواز نزدید!
هر روز و هر شب، خاکریزها، با اشک‏ها و دعاهایتان گره می‏خورد.
شما، درشتناکی شب را با تکبیرهای فاتحانه‏تان درهم می‏شکستید و روزهای سنگر را سپیدتر از بال‏های کبوتران می‏کردید.
ما مانده‏ایم و یاد شما
بدا به حال ما، اگر یاد شما را زندگی ما قاب نگیرد. اینجا فراوانند داغ‏های کمرشکن و زخم‏هایی که شما مرهمشان هستید؛ شما را می‏گویم که نگاهتان رفت و در جهت قبله پروانه‏ها خانه کرد.
وقتی دست نوشته‏های شما خوانده می‏شود، در می‏یابیم که شما نام دیگر خورشیدید و قرابتی نزدیک با خود عشق دارید.
وقتی وصیت‏نامه‏های شما را می‏خوانند، تازه می‏فهمیم چرا با عزم آخرین نفر از شما، آسمان چمدان خود را بست و کوچید تا بر شرم خویش نیفزوده باشد. وقتی عکس شما را در ذهن خویش ورق می‏زنیم، تازه می‏فهمیم که عکس‏های تک تک شما اشاره می‏کرده است به بهترین فصل حیات و ما غافل بودیم. حال ما مانده‏ایم و دستانی که به دیواره‏های قفس می‏خورد. ما مانده‏ایم و نام جاوید شما که از لمس رهایی، خنده می‏زند. ما مانده‏ایم و موسم یاد شما که روزهای ما را ترمیم می‏کند.
شقایق
سودابه مهیجی
تمام این سرزمینِ سرافراز، تمام خاک این وطن، شقایق‏زار است.
در هر کجا که هستی، هر گوشه این خاک که قدم برمی‏داری، با چشم‏های مترصد، نگاه کن که مبادا روی خون لاله‏ها پا بگذاری!
این دیار سربلند، فصل‏های سرخ و خونینی را پشت سر گذاشته است. روزگاری این پهناور دلیر، انارستان بود. انارهای عاشق، با سینه‏های خونین، در همه جا رسته بودند. خزان که نه، اما موسمی رسید که انارها همه بر خاک افتادند و خونشان در تمام ایران زمین جریان گرفت. و از آن همه خون بی‏باک، مرز تا مرز، شقایق رویید و سرفرازی و سربلندی رواج گرفت.
شهدا، همیشه هستند
کبوتر بودند آنها که ناگاه، پرکشیدند و در آسمان، به ابرازی ابدی رسیدند؛ کبوترانی که در یک سحرگاه، ندای رستاخیز در گوششان طنین‏افکن شد و با کوله‏باری از اخلاص بر دوش، لبیک‏گوی دعوت معبود شدند.
کبوتران دلاور، قهرمان‏های بی‏مانند این سرزمین، خاک سبز وطن را از دسترس فتنه‏ها و دشمنی‏ها بیرون کشدند و اهریمن را در جای خود نشاندند.
اگرچه رد پای رفتنشان، تا ابد بر شانه‏های زمانه باقی است؛ آنها همیشه هستند و جاده‏ای که فراروی ما گستردند، تکلیف تمام لحظه‏هامان را روشن کرده است.
رفتن همیشه تلخ نیست. گاه، رفتن‏ها از همان آغاز، مؤیّد رسیدن است. پرپر شدن، همیشه اشک‏آلود نیست؛ گاه، حماسه‏ای زبانزد است.
باید این خاک فرارفته تا آسمان را که میراث خون‏های شهید و بی‏باک است، با دست‏های خداخواهی و با باور بی‏تردید، در آغوش بگیریم و پاسدار این مرز روبه خدا باشیم.
هراسی نیست؛ خداوند، بالای سرِ ایمان ما سایه دارد.
هراسی نیست؛ مؤمنان، رستگاران همیشه‏اند.
«نهراسید و اندوهگین مباشید که شما برترید؛ اگر به خداوند ایمان دارید».
راه بهار، بسته نیست
راه بهار، بسته نیست. هرگوشه اشارت چشمان پیرمیخانه، سجاده به سوی بهار می‏سازد. شال و کلاه کرده‏ام تا از جاده خونین لاله‏ها بگذرم. می‏خواهم به جاده‏ای بروم که در آن، علایم راهنمایی بندگی گذاشته‏اند؛ جاده‏ای که با لبخند از آن گذشتید و من با وضو باید بگذرم. اکنون، می‏خواهم با طهارت کلامتان و استعانت شفاعتتان و نیت امامتان، وضو کنم.
لاله، از جویبار خودسازی آب می‏خورد
خون، اولین رنگ نقاشی ما در بهار بود. پدرم می‏گفت، اگر لاله‏ای نروید، بهاری نمی‏آید و من برای آمدن بهار معرفت، هر روز، هزار بار شهید می‏شوم؛ هر روز، هزار بار روی مین توبه می‏روم.
پدرم می‏گفت، لاله‏ها از جویبار خودسازی آب می‏خورند؛ نه از آبراه خودپرستی. می‏خواهم جهانی به رنگ مردانگی شما بسازم.
قاب عکس شهید
خواب را از من بگیرید، ای صاعقه‏ها که جبر زمانه، صدای چکاچک شمشیر را از من دریغ کرده است! بر من بشورید، ای امتحان‏های طاقت‏فرسای جهاد اصغر؛ می‏خواهم از نگاه مادران پسر مرده، درس مردانگی بگیرم.
بازی چوگان نفس را به تماشا نخواهم ایستاد؛ گوی سبقت از جهان باید ربود!
یادم هست، هر وقت از سختی توبه، روی دلم زرد شد، به قاب عکس شهیدی نگاه کنم.
فقط به نام شهید

ادامه نوشته

يا زهرا

مظلومه(حضرت زهرا)

69907 ZbA43crq1 300x190 نگاهی به ماجرای فدک

 

فتح واعطای فدک به حضرت فاطمه (علیها السلام )

پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت وحدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و اله)اهل فدک تسلیم شدند بدون آنکه لشکر اسلام در فتح آنجا شرکت داشته باشند,و حکم آیه ” ما افاءالله علی رسوله … “چنین سرزمین هایی ملک شخصی پیامبر (صلی الله علیه وآله )می شود

لذا سرزمین فدک به صورت یکپارچه ازآن پیامبر(صلی الله علیه وآله )که می بایست مردم فدک درآن کار می کردند ودر آمد آن را به حضرت تسلیم می نمودند وفقط اجرت دریافت می کردند

بلافاصله پس از فتح فدک ,آِیه ” وآت ذا القربی حقه “نازل شد یعنی  ” حق خویشاوندان را به انان بده ” ، وجبرِِِئیل در بیان آ« از طرف خداوند عرضه داشت :” فدک را به فاطمه عطا کن ” پیامبرصلی الله علیه و آله حضرت زهرا علیها السلام را فرا خواند وبه دستور آن حضرت سند فدک بعنوان بخشنوده و اعطایی پیامبرصلی الله علیه وآله به آن  حضرت تحویل داده شد.سپس با در آمد مردم ،از درآمد فدک بعنوان اعطایی فاطمه علیها السلام بین مردم تقسیم کردند

حضرت زهرا علیها السلام در سرزمین فدک نماینده ای قرار داد ،و او پس از محاسبات لازم وپرداخت مخارج ,درآمد آن را _که از هفتاد هزار سکه طلا تا صدو بیست هزار سکه نوشته اند _خدمت حضرت زهرا علیها السلام تقدیم می نمود . هر ساله حضرت به اندازه قوت خود برمی داشت وبقیه را بین فقرا تقسیم می کرد ، وتا هنگام رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله  این شیوه ادامه داشت

یازهرا2 300x199 نگاهی به ماجرای فدک

بقیه در ادامه مطلب با صلوات وارد شوید

ادامه نوشته

رهبری

آلبوم تصاویر مقام معظم رهبری ، تصاویر حضرت آقا ، عکسهای امام خامنه ای ، خامنه ای به روایت تصویر ، عکسهای زمان جنگ آقای خامنه ای

مطالبی در مورد رهبری در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

شهید مهدی باکری


وصیت نامه شهید مهدی باکری

بسم الله الرّحمن الرّحیم

یا الله، یا محمّد ،‌یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین

یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی

یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!

و شما ای پیروان صادق شهیدان.

خدایا!

چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی که سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.

یا رب! العفو .

خدایا! نمیرم در حالی که از ما راضی نباشی.

ای وای که سیه روی خواهم بود.

خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!

هیهات که نفهمیدم!

یا اباعبدالله شفاعت.

آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه کنم که تهیدستم. خدایا! تو قبولم کن!

سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،‌عصر کفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.

عزیزانم

اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز کم است. آگاه باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.

ای عاشقان اباعبدالله!

بایستی شهادت را در آغوش گرفت،

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

شهید برونسی

وصیتنامه سردار شهید عبدالحسین برونسی

بسم رب الشهدا و الصدیقین
درود همه شهدا و درود همه خانواده شهدا و درود همه انسانهای محروم در سرتاسر عالم به رهبر انقلاب این امام عزیزمان این فرزند فاطمه سلام‌الله علیها و این امام نائب بر حق امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف و این یادگار رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم و این یادگار همه انبیا واین عزیزی که همه ما را از بدبختی و بی‌چارگی نجات داد و به راه راست هدایت کرد و درود همه انسان‌ها و درود همه ملائکه‌های مقرب خدا بر این چنین رهبری و این چنین معلمی و نائب برحق امام زمان یعنی حضرت امام خمینی.

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

شهید 12 ساله

وصیت نامه شهید 12 ساله: آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است

وصیت نامه شهید ۱۲ ساله دوران دفاع مقدس

آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت های زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند.

متن کامل  در ادامه مطلب . . . . .

ادامه نوشته

شهید همت

ِِشهید همت : مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت

وصیتنامه ی شهید حاج محمد ابراهیم همت

                                  

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان  می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است.


ادامه نوشته

خاطره سردار محمد جهان آرا

شهید محمد جهان آرا ، فرمانده سپاه خرمشهر بود که خاطره مقاومت جانانه او نیروهای تحت امرش در این شهر ، بخشی از تاریخ ایران است. او به هنگام آزادی خرمشهر ، به خیل شهدا پیوسته بود و همرزمانش بعد از فتح خرمشهر ، به یادش می خواندند: " ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته... "
از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد یک ماه بطور مداوم کربلا را می دیدم. «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین».

بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین. تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی.
من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرو آورم.
بقیه در ادامه ی مطلب
ادامه نوشته

خاطرات

نام : محمد حسين

نام خانوادگي : فضلي همداني

 

تاريخ تولد :17/09/1345

تاريخ شهادت: 12/02/1365

محل شهادت : اروند رود- فاو

» متن وصيت نامه شهيد محمد حسين فضلي «

" والذين هاجروا في سبيل الله ثم قتلوا او ماتوا ليرزقنهم الله رزقا حسنا وان الله لهو خير الرازقين "

آنانكه در راه خدا مهاجرت كرده ، وآنگاه كشته شده اند يا مرده اند ، قطعا خداوند به آنان رزقي نيكو مي بخشد . وراستي اين خداست كه بهترين روزي دهندگان است

واين آيه شريفه برايم مكرر دفعاتي كه مصمم به جهاد بودم و با خدا از طريق قرآن مشورت مي نمودم آمد

حضرت علي (ع) در باب جهاد مي فرمايد

جهاد در رحمت الهي است كه تنها بر روي بندگان خاص خدا باز مي شود. پيراهن سربازي زرهي آهنين است كه دست فداكاري و مليت آن را بر اندام جوانمردان خونگرم و فعال مي پوشاند اين جامه ي فاخر در زندگي لباس شرافت وپس از مرگ حرير بهشت خواهد بود . آري ، گلگون كفنان ، يعني آنان كه در راه دين و عدالت به خون گلگون خود رنگين شده اند ، ذر اين جهان جز نام و افتخار نخواهند داشت و در آن جهان جز فردوس برين خانه نخواهند كرد

امير المؤمنين (ع) درباره زندگي مي فرمايد

"خوشا به حال كسي كه تمام همتش در اموري باشد كه براي وي مفيد واقع شود وتمام گوشش را براي كار هايي كه او را نجات مي دهد قرار بدهد"

اگر از ما سؤال شود كه در شبانه روز چه كاري براي خدا مي كنيم ؟ چه عمل خيري انجان مي دهيم ؟ در برابر اين سؤالات چه جوابي مي دهيم ؟ خوب ما خود را مومن و شيعه اثني عشري مي دانيم با تكبر جواب مي دهيم كه

هفده ركعت نماز يوميه ، يكي دو تومان صدقه ، يك صفحه قرآن وآگر حال وحوصله اش را داشته باشيم11 ركعت نماز شب و طقريبا نصف ما بقي وقت را هم صرف كار و تلاش براي زندگي... خوب ... بقيه اش چي ؟ مسلماً كه بقيه اش هيچ و پوچ تلف ميشود و مي رود . آيا به جا نيست كه تا دير نشده به خود آمده و جلوي اين ضرر و بدبختي را كه باعث اندوه و تاسف در دنيا و آخرت مي شود را بگيريم ؟ حالا به نظر شما بهترين عملي كه افراد امثال من در اين موقعيت مي تواند انجام دهد چيست ؟ من كه هر چه فكر كردم نتوانستم عملي والاتر و عظيم تر از جهاد آن هم در جبهه پيدا كنم. آيا اين پيروزي نيست كه آدم در جايي باشد كه حتي نفس كشيدنش را هم براي او ثواب بنويسند ؟

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

خاطرات شهيد حسين خرازي

خاطراتی از شهید حسین خرازی



جنگ را فراموش نکنی

حسین خرازی تصمیم به ازدواج گرفته بود و برای عمل به این سنت نبوی از مادر من مدد جست، او با مزاح به مادرم گفته بود كه: «من فقط 50 هزار تومان پول دارم و می‌خواهم با همین پول خانه و ماشین بخرم و زن هم بگیرم!» بالاخره مادرم پس از جستجوی بسیار، دختری مؤمنه را برایش در نظر گرفت و جلسه خواستگاری وی برقرار شد و آن دو به توافق رسیدند. او كه ایام زندگی‌اش را دائماً در جبهه سپری كرده بود اینك بانویی پارسا را به همسری برمی‌گزید. مراسم عقد آنها در حضور رهبر كبیر انقلاب امام خمینی (ره) برگزار شد. لباس دامادی او پیراهن سبز سپاه بود. دوستانش به میمنت آن شب فرخنده یك قبضه تیربار گرنیوف را به همراه 30 فشنگ، كادو كرده و به وی هدیه دادند و بر روی آن چنین نوشتند: «جنگ را فراموش نكنی!» فردا صبح حسین تیربار را به پادگان بازگرداند و به اسلحه‌خانه تحویل داد و با تكیه بر وجود شیرزنی كه شریك زندگی او شده بود به جبهه بازگشت.

باقی مطالب در ادامه ی مطلب
ادامه نوشته

حضرت زهرا(س)

چهل حدیث از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در ادامه ی مطلب مشاهده فرمایید

                                         

 

ادامه نوشته

حضرت زهرا(س)

چرا حضرت زهرا(س) را در شبانه دفن کردند؟

می توانید جواب این سوال را در ادامه ی مطلب مشاهده فرمایید

ادامه نوشته

حضرت زهرا(س)

باسمه تعالی

 

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

بقیه ادامه ی مطلب

 

 

ادامه نوشته

حجاب و عفاف2

به نام خدا

* حجاب از نظر پيغمبر (ص)  

حضرت رسول خدا (ص ) در ضمن گفتارى فرمود: دو دسته اهل دوزخ هستند و حتى بوى بهشت (كه تا پانصد سال راه به مشام مى رسد) به مشام آنها نخواهد رسيد.

1-ستمگرانِ تازيانه به دست كه با تازيانه مردم را بى خودى مى زنند.

2-زنان بدحجاب و برهنه اى هستند كه با زرق و برق ، خود را به مردم نشان داده و هوسهاى آنها را به سوى خود جذب مى كنند، موهاى سرشان همچون كوهانهاى شتر سبكسر عربى است .(5)

و فرمود:زنى كه از خانه اش در حالى كه خود را آراسته و بزك كرده و عطر زده (بى آنكه پوشش اسلامى را رعايت كند) خارج گردد، و شوهرش ‍ به اين كار راضى باشد.

(گناه آن به قدرى بزرگ است كه ) براى هر گامى كه آن زن در بيرون خانه برمى دارد، خانه اى در دوزخ براى شوهرش ساخته مى شود.(6)

و نيز فرمودند:

زن بى حفاظ، آسيب پذير است ، هر گاه از خانه (بدون حجاب ) خارج شد، شيطان او را احاطه مى كند و در چشم انداز نفوذ شيطان قرار مى گيرد.(7)

و نيز فرمودند: با خواندن سوره نور(و توجّه و عمل به دستورهاى آن ) زنان خود را (از بى عفتى و دورى از حريم حجاب ) حفظ كنيد.(8)

و نيز فرمودند:زنى كه خود را براى ديگران خوشبو كند او خود در آتش ‍ است و ننگ محسوب مى گردد.(9)

و نيز فرمودند: وقتى زنى در جائى بنشست و از آنجا برخاست نبايد مردى در آن مكان بنشيند تا آنكه گرمى آن از بين برود و سرد شود.(10)

ونيز فرمودند: هركس بازنى كه محرم او نيست مصافحه كند غضب حق تعالى رابراى خود خريده است .(11)

و نيز فرمودند:هر كس بطور حرام با زنى مصافحه كند يعنى به او دست بدهد روز قيامت درغّل و زنجير بسته و سپس به آتش انداخته خواهد شد.(12)

و نيز فرمودند: براى زن سزاوار نيست كه هنگام بيرون رفتن از خانه اش ‍ لباسهايش را به خودش بچسباند كه برجستگى هاى اندامش از بيرون ظاهر گردد.(13)

پيامبر خدا (ص ) فرمودند:

يا فاطمه هر زنى كه خود را زينت كند و لباسهاى زيبايش را بپوشد و از خانه خارج شود كه مردم به او نگاه كنند، ملائكه آسمانها و زمينهاى هفتگانه او را لعنت مى كنند و پيوسته مورد غضب الهى است و اگر بميرد دستور داده مى شود او را بسوى آتش جهنم ببرند.(14)

و نيز فرمودند:

اى سلمان در آخر زمان مردها به مردها وزنها به زنها بسنده كنند، لواط رايج مى شود و هم جنس بازى فراوان گردد و آثار شوم آن مانند مرض ‍ ايدز دنيا را فرا مى گيرد و مردها شبيه به زنها و زنها شبيه به مردها مى شوند و زنان و دختران سوار زين (مانند دوچرخه و موتور) مى شوند، بر اينگونه زنان از امت من لعنت خدا باد.(15)

و نيز فرمودند:

در آخر زمان زنها پوشيده و برهنه هستند (لباسى مى پوشند كه در ايجاد فساد با برهنه بودن تفاوتى ندارند، يعنى برجستگى هاى اندامشان از زير لباس ظاهر است ). روسرى هايشان را مثل كوهان شتر درست مى كنند، لعنت كنيد ايشان را كه آنها ملعونند.(16)

حضرت رسول (ص ) خطاب به حولاء همسر عطاره ، مى فرمايند:

اى حولاء زينت خود را براى غير شوهرت آشكار نكن و براى زن جايز نيست مچ و پايش را براى مرد نامحرم آشكار سازد و اگر مرتكب چنين عملى شد.

اول اينكه : خداوند سبحان هميشه او را لعنت مى كند.

دوم اينكه : دچار خشم و غضب خداوند بزرگ مى شود.

سوم اينكه : فرشتگان الهى هم او را لعنت مى كنند.

چهارم : عذاب دردناكى براى او در روز قيامت آماده مى شود.

اى حولاء هر زنى كه به خداوند سبحان و روز قيامت ايمان دارد زينتش ‍ را براى غير شوهرش ظاهر نمى كند و همچنين موى سر و مچ خود را نمايان نمى سازد و هر زنى كه اين كار را براى غير شوهرش انجام دهد دين خود را فاسد كرده و خداوند را نسبت بخود خشمگين نموده است .(17)


*حجاب از نظر على (ع ) 

حضرت اميرالمومنين على (ع ) در ضمن فرمايشاتشان به فرزندش (ع ) مى فرمايد: در مورد حجاب بانوان سختگير باش ، چرا كه رعايت حجاب به طور جدّى و محكم ، زنان را به سالمتر و پاكيزه ، حفظ خواهد كرد.(18)

و نيز فرمودند:

پوشيدن لباس ضخيم بر شما لازم است ، زيرا كسى كه لباسش نازك و بدن نما باشد، دينش نيز ضعيف و نازك است .(19)

و نيز فرمودند: شوهرى كه از همسرش اطاعت كند، خداوند او را از جانب صورت به طور واژه گونه وارد دوزخ گرداند.

شخصى پرسيد: اين اطاعت كه موجب چنين مجازاتى است كدام اطاعت است ؟

حضرت فرمودند: زن از او مى خواهد كه با لباس نازك (به مراكز پر جمعيت مانند) حمّامها و عروسيها و مجالس ترحيم برود، و شوهرش ، به او اجازه دهد و از سخن او اطاعت كند.(20)

(زيرا عدم كنترل اين قبيل مراكز عمومى با موازين شرعى و اخلاقى ، جايگاهى براى فساد خواهد شد)

و نيز فرمودند:

پيغمبر (ص ) نهى كرد، زنى را كه براى غير شوهرش آرايش نمايد و اگر چنين كند بر خداوند سزاوار است كه او را در آتش دوزخ بسوزاند.(21)

اميرمومنان على (ع ) در يكى از فرمايشاتشان به همين مطلب اشاره و نيز فرمودند:

در آخرالزمان كه بدترين زمانها است ، زنان بى حجاب و برهنه آشكار مى شوند كه با زينت و آرايش بيرون مى آيند، آنان از مرز دين خارج شده اند و در فتنه ها وارد گشته اند و به سوى شهوتها تمايل و شتاب دارند،

حرامها را حلال مى كنند و سرانجام در جهنم و دوزخ گرفتار آتش و عذاب ابدى خواهند شد.(22)

از اين فرمايشات هشدار دهنده شش مطلب مهم زير فهميده مى شود:

1- آن زمانى كه زنان رعايت حريم حجاب و عفاف نكنند، بدترين زمانها است .

2- زنانى كه با آرايش و نمايش از خانه بيرون مى آيند و سنگر عفّت را بشكنند، از دين خارج شده اند و در مقابل دين قرار گرفته اند.

3- اين گونه زنان در فتنه ها وارد شده اند و موجب فتنه ها و انحرافها و گناهان خواهند شد.

4- اين گونه زنان گرايش به هوسهاى شهوت انگيز دارند، شهوت پرستى بر آنها حاكم است نه عقل و منطق .

5- اين گونه زنان حرامهاى الهى را حلال كرده و با بى بند و بارى خود، حدود الهى و مرزهاى دينى را زير پا مى گذارند، و موجب افزايش فساد مى شوند.

6- سرانجام اين گونه بانوان ، عذاب ابدى در دوزخ خواهد بود.

آرى آنانكه حريم حجاب و عفّت اسلامى را رعايت نمى كنند، اين گونه موجب انحرافها و پليديها شده ، و موجب گسترش دامنه فساد مى گردند و سرانجام ، خود نيز در ميان دنياى جهنمى خود مى سوزند و زندگى پوچشان ، به عذاب ابدى الهى مى پيوندد.(23)


*حجاب از نظر ائمه 

امام صادق (ع ) فرمود:

براى زن هنگام خروج از خانه شايسته نيست كه لباسش را خوشبو كند.(24)

امام موسى بن جعفر (ع ) بنقل از پيامبر (ص ) فرمودند: هر كسى به خدا و روز قيامت ايمان دارد، هرگز در جائى نمى ماند كه نفس زن نامحرمى را بشنود.(25)

امام باقر (ع ) فرمودند: جايز نيست زن خود را شبيه مرد نمايد. زيرا پيامبر مردانى را كه مشابه زنان مى شوند و همچنين زنانى كه خود را شبيه مردها قرار مى دهند لعنت كرده است .(26)


حجاب و عفاف

معجزه نیست؛ ظرفیت وجودی “زن” است

زنانی بیدار و آگاه، پشت خط‌ مقدم


    گاهی قصه‌ایی می‌خوانی، شعری، یا افسانه‌ایی… باورشان می‌کنی یا نه، مهم نیست! فقط می‌خواهی چیزی خوانده باشی! می‌خواهد قصه باشد، افسانه باشد و یا حتی واقعیت! اما گاهی این وسط واقعیت‌هایی می‌مانند و قصه می‌شوند! اگر ارزش ماندگاری داشته باشند! و قصه‌ها نیازمند تکرارند… تا واقعیت‌های جاری امروز تهی‌دست نباشند!

گاهی تاریخ را هم که بخوانی، انگار می‌کنی افسانه خوانده‌ایی. وقتی قصه‌ی “طوعه” را می‌خوانی که یک‌تنه و تنها پشت مسلم‌بن‌عقیل ایستاد و همراهی‌اش کرد. در موقعیتی که هیچ مردی در کوفه پیدا نشد، جرأت پناه دادن به مسلم را داشته باشد، این زن،” طوعه” از او در خانه‌اش میزبانی کرد…

خوانندگان گرانمایه لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه نوشته

حجاب

حجاب چیست؟جواب این سوال را در ادامه ی مطلب مشاهده فرمایید

ادامه نوشته

فاطمیه

شهادت حضرت زهرا(ع) بانوی بزرگوار اسلام را به همه ی مسلمانان شیعه تسلیت می گوییم