خاطره ای از شهید محمد ارغیانی

هر دو نفر، قبل از رفتن به مرخصی در سوسنگرد شهید شدند.
هنگام فرستادن پیکرهای مطهر به زادگاهشان، شهید ارغیانی به اشتباه به شیراز برده شد و پیکر مطهر دوستش به خراسان فرستاده شد.









دلنوشته هایی به یاد شهدا

بوسه بر عطر پرواز
محمدکاظم بدرالدین
بغضهای حقیر ما، روبهروی تصاویر گلگون شما سرریز میشود و راه را برای کلام میبندد؛ با شما شقایقهایم. از شما چه باید گفت و چه باید نوشت؟
واژههای خاکسترگونه ما، فقط بلدند روبهروی شما ضجه بزنند. اما کاش میدانستند که یاد شما حرکت است؛ حرکتی برای بهبودی وضعِ «بودن». چه باید گفت که شما حنجرههای خود را عبور دادید تا آن سوی مرزهای تکبیر، آن سوی مرزهای ندیدن؛ جایی که واژهای یافت نمیشود تا شما را با آن ستود. اصلاً شما که برای تحسین برانگیزی قلمهای ما بوسه بر عطر پرواز نزدید!
هر روز و هر شب، خاکریزها، با اشکها و دعاهایتان گره میخورد.
شما، درشتناکی شب را با تکبیرهای فاتحانهتان درهم میشکستید و روزهای سنگر را سپیدتر از بالهای کبوتران میکردید.
ما ماندهایم و یاد شما
بدا به حال ما، اگر یاد شما را زندگی ما قاب نگیرد. اینجا فراوانند داغهای کمرشکن و زخمهایی که شما مرهمشان هستید؛ شما را میگویم که نگاهتان رفت و در جهت قبله پروانهها خانه کرد.
وقتی دست نوشتههای شما خوانده میشود، در مییابیم که شما نام دیگر خورشیدید و قرابتی نزدیک با خود عشق دارید.
وقتی وصیتنامههای شما را میخوانند، تازه میفهمیم چرا با عزم آخرین نفر از شما، آسمان چمدان خود را بست و کوچید تا بر شرم خویش نیفزوده باشد. وقتی عکس شما را در ذهن خویش ورق میزنیم، تازه میفهمیم که عکسهای تک تک شما اشاره میکرده است به بهترین فصل حیات و ما غافل بودیم. حال ما ماندهایم و دستانی که به دیوارههای قفس میخورد. ما ماندهایم و نام جاوید شما که از لمس رهایی، خنده میزند. ما ماندهایم و موسم یاد شما که روزهای ما را ترمیم میکند.
شقایق
سودابه مهیجی
تمام این سرزمینِ سرافراز، تمام خاک این وطن، شقایقزار است.
در هر کجا که هستی، هر گوشه این خاک که قدم برمیداری، با چشمهای مترصد، نگاه کن که مبادا روی خون لالهها پا بگذاری!
این دیار سربلند، فصلهای سرخ و خونینی را پشت سر گذاشته است. روزگاری این پهناور دلیر، انارستان بود. انارهای عاشق، با سینههای خونین، در همه جا رسته بودند. خزان که نه، اما موسمی رسید که انارها همه بر خاک افتادند و خونشان در تمام ایران زمین جریان گرفت. و از آن همه خون بیباک، مرز تا مرز، شقایق رویید و سرفرازی و سربلندی رواج گرفت.
شهدا، همیشه هستند
کبوتر بودند آنها که ناگاه، پرکشیدند و در آسمان، به ابرازی ابدی رسیدند؛ کبوترانی که در یک سحرگاه، ندای رستاخیز در گوششان طنینافکن شد و با کولهباری از اخلاص بر دوش، لبیکگوی دعوت معبود شدند.
کبوتران دلاور، قهرمانهای بیمانند این سرزمین، خاک سبز وطن را از دسترس فتنهها و دشمنیها بیرون کشدند و اهریمن را در جای خود نشاندند.
اگرچه رد پای رفتنشان، تا ابد بر شانههای زمانه باقی است؛ آنها همیشه هستند و جادهای که فراروی ما گستردند، تکلیف تمام لحظههامان را روشن کرده است.
رفتن همیشه تلخ نیست. گاه، رفتنها از همان آغاز، مؤیّد رسیدن است. پرپر شدن، همیشه اشکآلود نیست؛ گاه، حماسهای زبانزد است.
باید این خاک فرارفته تا آسمان را که میراث خونهای شهید و بیباک است، با دستهای خداخواهی و با باور بیتردید، در آغوش بگیریم و پاسدار این مرز روبه خدا باشیم.
هراسی نیست؛ خداوند، بالای سرِ ایمان ما سایه دارد.
هراسی نیست؛ مؤمنان، رستگاران همیشهاند.
«نهراسید و اندوهگین مباشید که شما برترید؛ اگر به خداوند ایمان دارید».
راه بهار، بسته نیست
راه بهار، بسته نیست. هرگوشه اشارت چشمان پیرمیخانه، سجاده به سوی بهار میسازد. شال و کلاه کردهام تا از جاده خونین لالهها بگذرم. میخواهم به جادهای بروم که در آن، علایم راهنمایی بندگی گذاشتهاند؛ جادهای که با لبخند از آن گذشتید و من با وضو باید بگذرم. اکنون، میخواهم با طهارت کلامتان و استعانت شفاعتتان و نیت امامتان، وضو کنم.
لاله، از جویبار خودسازی آب میخورد
خون، اولین رنگ نقاشی ما در بهار بود. پدرم میگفت، اگر لالهای نروید، بهاری نمیآید و من برای آمدن بهار معرفت، هر روز، هزار بار شهید میشوم؛ هر روز، هزار بار روی مین توبه میروم.
پدرم میگفت، لالهها از جویبار خودسازی آب میخورند؛ نه از آبراه خودپرستی. میخواهم جهانی به رنگ مردانگی شما بسازم.
قاب عکس شهید
خواب را از من بگیرید، ای صاعقهها که جبر زمانه، صدای چکاچک شمشیر را از من دریغ کرده است! بر من بشورید، ای امتحانهای طاقتفرسای جهاد اصغر؛ میخواهم از نگاه مادران پسر مرده، درس مردانگی بگیرم.
بازی چوگان نفس را به تماشا نخواهم ایستاد؛ گوی سبقت از جهان باید ربود!
یادم هست، هر وقت از سختی توبه، روی دلم زرد شد، به قاب عکس شهیدی نگاه کنم.
فقط به نام شهید
فتح واعطای فدک به حضرت فاطمه (علیها السلام )
پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت وحدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و اله)اهل فدک تسلیم شدند بدون آنکه لشکر اسلام در فتح آنجا شرکت داشته باشند,و حکم آیه ” ما افاءالله علی رسوله … “چنین سرزمین هایی ملک شخصی پیامبر (صلی الله علیه وآله )می شود
لذا سرزمین فدک به صورت یکپارچه ازآن پیامبر(صلی الله علیه وآله )که می بایست مردم فدک درآن کار می کردند ودر آمد آن را به حضرت تسلیم می نمودند وفقط اجرت دریافت می کردند
بلافاصله پس از فتح فدک ,آِیه ” وآت ذا القربی حقه “نازل شد یعنی ” حق خویشاوندان را به انان بده ” ، وجبرِِِئیل در بیان آ« از طرف خداوند عرضه داشت :” فدک را به فاطمه عطا کن ” پیامبرصلی الله علیه و آله حضرت زهرا علیها السلام را فرا خواند وبه دستور آن حضرت سند فدک بعنوان بخشنوده و اعطایی پیامبرصلی الله علیه وآله به آن حضرت تحویل داده شد.سپس با در آمد مردم ،از درآمد فدک بعنوان اعطایی فاطمه علیها السلام بین مردم تقسیم کردند
حضرت زهرا علیها السلام در سرزمین فدک نماینده ای قرار داد ،و او پس از محاسبات لازم وپرداخت مخارج ,درآمد آن را _که از هفتاد هزار سکه طلا تا صدو بیست هزار سکه نوشته اند _خدمت حضرت زهرا علیها السلام تقدیم می نمود . هر ساله حضرت به اندازه قوت خود برمی داشت وبقیه را بین فقرا تقسیم می کرد ، وتا هنگام رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله این شیوه ادامه داشت
بقیه در ادامه مطلب با صلوات وارد شوید
وصیت نامه شهید مهدی باکری
بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا الله، یا محمّد ،یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین
یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی
یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!
و شما ای پیروان صادق شهیدان.
خدایا!
چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی که سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.
یا رب! العفو .
خدایا! نمیرم در حالی که از ما راضی نباشی.
ای وای که سیه روی خواهم بود.
خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!
هیهات که نفهمیدم!
یا اباعبدالله شفاعت.
آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه کنم که تهیدستم. خدایا! تو قبولم کن!
سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،عصر کفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.
عزیزانم
اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز کم است. آگاه باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.
ای عاشقان اباعبدالله!
بایستی شهادت را در آغوش گرفت،
بقیه در ادامه ی مطلب
وصیتنامه سردار شهید عبدالحسین برونسی
بسم رب الشهدا و الصدیقین 
درود همه شهدا و درود همه خانواده شهدا و درود همه انسانهای محروم در سرتاسر عالم به رهبر انقلاب این امام عزیزمان این فرزند فاطمه سلامالله علیها و این امام نائب بر حق امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف و این یادگار رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم و این یادگار همه انبیا واین عزیزی که همه ما را از بدبختی و بیچارگی نجات داد و به راه راست هدایت کرد و درود همه انسانها و درود همه ملائکههای مقرب خدا بر این چنین رهبری و این چنین معلمی و نائب برحق امام زمان یعنی حضرت امام خمینی.
بقیه در ادامه ی مطلب
وصیت نامه شهید ۱۲ ساله دوران دفاع مقدس

آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت های زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند.
متن کامل در ادامه مطلب . . . . .
وصیتنامه ی شهید حاج محمد ابراهیم همت

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است.

نام خانوادگي : فضلي همداني

تاريخ تولد :17/09/1345
تاريخ شهادت: 12/02/1365
محل شهادت : اروند رود- فاو
» متن وصيت نامه شهيد محمد حسين فضلي «
" والذين هاجروا في سبيل الله ثم قتلوا او ماتوا ليرزقنهم الله رزقا حسنا وان الله لهو خير الرازقين "
آنانكه در راه خدا مهاجرت كرده ، وآنگاه كشته شده اند يا مرده اند ، قطعا خداوند به آنان رزقي نيكو مي بخشد . وراستي اين خداست كه بهترين روزي دهندگان است
واين آيه شريفه برايم مكرر دفعاتي كه مصمم به جهاد بودم و با خدا از طريق قرآن مشورت مي نمودم آمد
حضرت علي (ع) در باب جهاد مي فرمايد
جهاد در رحمت الهي است كه تنها بر روي بندگان خاص خدا باز مي شود. پيراهن سربازي زرهي آهنين است كه دست فداكاري و مليت آن را بر اندام جوانمردان خونگرم و فعال مي پوشاند اين جامه ي فاخر در زندگي لباس شرافت وپس از مرگ حرير بهشت خواهد بود . آري ، گلگون كفنان ، يعني آنان كه در راه دين و عدالت به خون گلگون خود رنگين شده اند ، ذر اين جهان جز نام و افتخار نخواهند داشت و در آن جهان جز فردوس برين خانه نخواهند كرد
امير المؤمنين (ع) درباره زندگي مي فرمايد
"خوشا به حال كسي كه تمام همتش در اموري باشد كه براي وي مفيد واقع شود وتمام گوشش را براي كار هايي كه او را نجات مي دهد قرار بدهد"
اگر از ما سؤال شود كه در شبانه روز چه كاري براي خدا مي كنيم ؟ چه عمل خيري انجان مي دهيم ؟ در برابر اين سؤالات چه جوابي مي دهيم ؟ خوب ما خود را مومن و شيعه اثني عشري مي دانيم با تكبر جواب مي دهيم كه
هفده ركعت نماز يوميه ، يكي دو تومان صدقه ، يك صفحه قرآن وآگر حال وحوصله اش را داشته باشيم11 ركعت نماز شب و طقريبا نصف ما بقي وقت را هم صرف كار و تلاش براي زندگي... خوب ... بقيه اش چي ؟ مسلماً كه بقيه اش هيچ و پوچ تلف ميشود و مي رود . آيا به جا نيست كه تا دير نشده به خود آمده و جلوي اين ضرر و بدبختي را كه باعث اندوه و تاسف در دنيا و آخرت مي شود را بگيريم ؟ حالا به نظر شما بهترين عملي كه افراد امثال من در اين موقعيت مي تواند انجام دهد چيست ؟ من كه هر چه فكر كردم نتوانستم عملي والاتر و عظيم تر از جهاد آن هم در جبهه پيدا كنم. آيا اين پيروزي نيست كه آدم در جايي باشد كه حتي نفس كشيدنش را هم براي او ثواب بنويسند ؟
بقیه در ادامه ی مطلب

می توانید جواب این سوال را در ادامه ی مطلب مشاهده فرمایید
باسمه تعالی
زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار میباشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد میباشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثالزدنی میباشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیدهی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمیباشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر مینمایند. اما نکتهای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت میشود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار میباشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن میتواند به عالیترین رتبههای روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمییابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله میتوان به آیهی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.
بقیه ادامه ی مطلب

به نام خدا
* حجاب از نظر پيغمبر (ص)
حضرت رسول خدا (ص ) در ضمن گفتارى فرمود: دو دسته اهل دوزخ هستند و حتى بوى بهشت (كه تا پانصد سال راه به مشام مى رسد) به مشام آنها نخواهد رسيد.
1-ستمگرانِ تازيانه به دست كه با تازيانه مردم را بى خودى مى زنند.
2-زنان بدحجاب و برهنه اى هستند كه با زرق و برق ، خود را به مردم نشان داده و هوسهاى آنها را به سوى خود جذب مى كنند، موهاى سرشان همچون كوهانهاى شتر سبكسر عربى است .(5)
و فرمود:زنى كه از خانه اش در حالى كه خود را آراسته و بزك كرده و عطر زده (بى آنكه پوشش اسلامى را رعايت كند) خارج گردد، و شوهرش به اين كار راضى باشد.
(گناه آن به قدرى بزرگ است كه ) براى هر گامى كه آن زن در بيرون خانه برمى دارد، خانه اى در دوزخ براى شوهرش ساخته مى شود.(6)
و نيز فرمودند:
زن بى حفاظ، آسيب پذير است ، هر گاه از خانه (بدون حجاب ) خارج شد، شيطان او را احاطه مى كند و در چشم انداز نفوذ شيطان قرار مى گيرد.(7)
و نيز فرمودند: با خواندن سوره نور(و توجّه و عمل به دستورهاى آن ) زنان خود را (از بى عفتى و دورى از حريم حجاب ) حفظ كنيد.(8)
و نيز فرمودند:زنى كه خود را براى ديگران خوشبو كند او خود در آتش است و ننگ محسوب مى گردد.(9)
و نيز فرمودند: وقتى زنى در جائى بنشست و از آنجا برخاست نبايد مردى در آن مكان بنشيند تا آنكه گرمى آن از بين برود و سرد شود.(10)
ونيز فرمودند: هركس بازنى كه محرم او نيست مصافحه كند غضب حق تعالى رابراى خود خريده است .(11)
و نيز فرمودند:هر كس بطور حرام با زنى مصافحه كند يعنى به او دست بدهد روز قيامت درغّل و زنجير بسته و سپس به آتش انداخته خواهد شد.(12)
و نيز فرمودند: براى زن سزاوار نيست كه هنگام بيرون رفتن از خانه اش لباسهايش را به خودش بچسباند كه برجستگى هاى اندامش از بيرون ظاهر گردد.(13)
پيامبر خدا (ص ) فرمودند:
يا فاطمه هر زنى كه خود را زينت كند و لباسهاى زيبايش را بپوشد و از خانه خارج شود كه مردم به او نگاه كنند، ملائكه آسمانها و زمينهاى هفتگانه او را لعنت مى كنند و پيوسته مورد غضب الهى است و اگر بميرد دستور داده مى شود او را بسوى آتش جهنم ببرند.(14)
و نيز فرمودند:
اى سلمان در آخر زمان مردها به مردها وزنها به زنها بسنده كنند، لواط رايج مى شود و هم جنس بازى فراوان گردد و آثار شوم آن مانند مرض ايدز دنيا را فرا مى گيرد و مردها شبيه به زنها و زنها شبيه به مردها مى شوند و زنان و دختران سوار زين (مانند دوچرخه و موتور) مى شوند، بر اينگونه زنان از امت من لعنت خدا باد.(15)
و نيز فرمودند:
در آخر زمان زنها پوشيده و برهنه هستند (لباسى مى پوشند كه در ايجاد فساد با برهنه بودن تفاوتى ندارند، يعنى برجستگى هاى اندامشان از زير لباس ظاهر است ). روسرى هايشان را مثل كوهان شتر درست مى كنند، لعنت كنيد ايشان را كه آنها ملعونند.(16)
حضرت رسول (ص ) خطاب به حولاء همسر عطاره ، مى فرمايند:
اى حولاء زينت خود را براى غير شوهرت آشكار نكن و براى زن جايز نيست مچ و پايش را براى مرد نامحرم آشكار سازد و اگر مرتكب چنين عملى شد.
اول اينكه : خداوند سبحان هميشه او را لعنت مى كند.
دوم اينكه : دچار خشم و غضب خداوند بزرگ مى شود.
سوم اينكه : فرشتگان الهى هم او را لعنت مى كنند.
چهارم : عذاب دردناكى براى او در روز قيامت آماده مى شود.
اى حولاء هر زنى كه به خداوند سبحان و روز قيامت ايمان دارد زينتش را براى غير شوهرش ظاهر نمى كند و همچنين موى سر و مچ خود را نمايان نمى سازد و هر زنى كه اين كار را براى غير شوهرش انجام دهد دين خود را فاسد كرده و خداوند را نسبت بخود خشمگين نموده است .(17)
*حجاب از نظر على (ع )
حضرت اميرالمومنين على (ع ) در ضمن فرمايشاتشان به فرزندش (ع ) مى فرمايد: در مورد حجاب بانوان سختگير باش ، چرا كه رعايت حجاب به طور جدّى و محكم ، زنان را به سالمتر و پاكيزه ، حفظ خواهد كرد.(18)
و نيز فرمودند:
پوشيدن لباس ضخيم بر شما لازم است ، زيرا كسى كه لباسش نازك و بدن نما باشد، دينش نيز ضعيف و نازك است .(19)
و نيز فرمودند: شوهرى كه از همسرش اطاعت كند، خداوند او را از جانب صورت به طور واژه گونه وارد دوزخ گرداند.
شخصى پرسيد: اين اطاعت كه موجب چنين مجازاتى است كدام اطاعت است ؟
حضرت فرمودند: زن از او مى خواهد كه با لباس نازك (به مراكز پر جمعيت مانند) حمّامها و عروسيها و مجالس ترحيم برود، و شوهرش ، به او اجازه دهد و از سخن او اطاعت كند.(20)
(زيرا عدم كنترل اين قبيل مراكز عمومى با موازين شرعى و اخلاقى ، جايگاهى براى فساد خواهد شد)
و نيز فرمودند:
پيغمبر (ص ) نهى كرد، زنى را كه براى غير شوهرش آرايش نمايد و اگر چنين كند بر خداوند سزاوار است كه او را در آتش دوزخ بسوزاند.(21)
اميرمومنان على (ع ) در يكى از فرمايشاتشان به همين مطلب اشاره و نيز فرمودند:
در آخرالزمان كه بدترين زمانها است ، زنان بى حجاب و برهنه آشكار مى شوند كه با زينت و آرايش بيرون مى آيند، آنان از مرز دين خارج شده اند و در فتنه ها وارد گشته اند و به سوى شهوتها تمايل و شتاب دارند،
حرامها را حلال مى كنند و سرانجام در جهنم و دوزخ گرفتار آتش و عذاب ابدى خواهند شد.(22)
از اين فرمايشات هشدار دهنده شش مطلب مهم زير فهميده مى شود:
1- آن زمانى كه زنان رعايت حريم حجاب و عفاف نكنند، بدترين زمانها است .
2- زنانى كه با آرايش و نمايش از خانه بيرون مى آيند و سنگر عفّت را بشكنند، از دين خارج شده اند و در مقابل دين قرار گرفته اند.
3- اين گونه زنان در فتنه ها وارد شده اند و موجب فتنه ها و انحرافها و گناهان خواهند شد.
4- اين گونه زنان گرايش به هوسهاى شهوت انگيز دارند، شهوت پرستى بر آنها حاكم است نه عقل و منطق .
5- اين گونه زنان حرامهاى الهى را حلال كرده و با بى بند و بارى خود، حدود الهى و مرزهاى دينى را زير پا مى گذارند، و موجب افزايش فساد مى شوند.
6- سرانجام اين گونه بانوان ، عذاب ابدى در دوزخ خواهد بود.
آرى آنانكه حريم حجاب و عفّت اسلامى را رعايت نمى كنند، اين گونه موجب انحرافها و پليديها شده ، و موجب گسترش دامنه فساد مى گردند و سرانجام ، خود نيز در ميان دنياى جهنمى خود مى سوزند و زندگى پوچشان ، به عذاب ابدى الهى مى پيوندد.(23)
*حجاب از نظر ائمه
امام صادق (ع ) فرمود:
براى زن هنگام خروج از خانه شايسته نيست كه لباسش را خوشبو كند.(24)
امام موسى بن جعفر (ع ) بنقل از پيامبر (ص ) فرمودند: هر كسى به خدا و روز قيامت ايمان دارد، هرگز در جائى نمى ماند كه نفس زن نامحرمى را بشنود.(25)
امام باقر (ع ) فرمودند: جايز نيست زن خود را شبيه مرد نمايد. زيرا پيامبر مردانى را كه مشابه زنان مى شوند و همچنين زنانى كه خود را شبيه مردها قرار مى دهند لعنت كرده است .(26)

گاهی قصهایی میخوانی، شعری، یا افسانهایی… باورشان میکنی یا نه، مهم نیست! فقط میخواهی چیزی خوانده باشی! میخواهد قصه باشد، افسانه باشد و یا حتی واقعیت! اما گاهی این وسط واقعیتهایی میمانند و قصه میشوند! اگر ارزش ماندگاری داشته باشند! و قصهها نیازمند تکرارند… تا واقعیتهای جاری امروز تهیدست نباشند!
گاهی تاریخ را هم که بخوانی، انگار میکنی افسانه خواندهایی. وقتی قصهی “طوعه” را میخوانی که یکتنه و تنها پشت مسلمبنعقیل ایستاد و همراهیاش کرد. در موقعیتی که هیچ مردی در کوفه پیدا نشد، جرأت پناه دادن به مسلم را داشته باشد، این زن،” طوعه” از او در خانهاش میزبانی کرد…
خوانندگان گرانمایه لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید