عاشورا يك حادثه‌ي مهم و بزرگ تاريخي است. واقعه‌ي عاشورا هر چقدر بزرگ‌تر و مهم‌تر بدانیم، وظيفه‌ي نگهداري از آن براي ما شيعيان و پیروان ائمه اطهار و ارادتمندان به حضرت اباعبدالله (ع) سنگين‌تر است. عاشورا قرن هاست كه در ميان مردم از اهميت و اعتبار زيادي بر خوردار بوده است و عاشقان و ارادتمندان آن حضرت همه ساله با شروع ماه محرم چهره‌ي شهر را سياه پوش و عزادار مي‌كنند و اين اردات وصف ناپذير قرنهاست كه در ميان عاشقان ان حضرت وجود دارد.
اما متاسفانه اين حادثه‌ي بزرگ تاريخي در قرن‌هاي اخير به خصوص در قرن حاضر ميان مردم دچار تحريف‌ها و تغیيرات زيادي شده است. در شهر گراش نيز در مراسم ها و سخنراني ها و صحبت ها و ... اين امر مشاهده شده می‌شود. با استناد به گوشه‌هایي از كتب علما و انديشمندان بزرگ به ويژه استاد شهيد ايت الله مطهري بر آن شديم تا اين موضوع را به قلم در بياوريم.
امام خميني (ره) درباره ي آثار استاد مطهري گفته است: «خدمتي كه به نسل جوان و ديگران مرحوم مطهري كرده است، كم كسي كرده است، آثاري كه از او است بي استثنا همه درست است و من كسي را سراغ ندارم كه بتوانم بگویم بي استثنا آثارش خوب است ايشان بي‌استثنا آثارش خوب است، انسان‌ساز است.»
آيت‌الله مطهري در كتاب حماسه حسيني جلد 1 درباره‌ي تحريف و دروغ‌هایي كه به واقعه‌ي بزرگ عاشورا نسبت داده شده است واكنش نشان داده كه در بخش‌هاي مختلف آن را بررسي مي‌كنيم.
تحريف يعنی چه ؟ تحريف در زبان‏ عربی از ماده حرف است ، يعنی منحرف كردن چيزی از مسير و وضع اصلی خود كه داشته است يا بايد داشته باشد. (...) يك وقت است كه تحريف در يك سخن عادی است . مثل اين كه‏ دو نفر در نقل قول و گفتار يكديگر تحريف كنند. يك وقت هم هست كه‏ تحريف در يك موضوع بزرگ اجتماعی است، مثل تحريف در شخصيت‌ها. شخصيت‌هايی هستند كه قول و عمل‌شان برای مردم حجت است ، خلق‌شان برای مردم‏ نمونه است. مثلاً كسی سخنی را به علی عليه السلام نسبت می‏دهد كه نگفته‏ است ، يا مقصودش چيز ديگری بوده، اين خيلی خطرناك است. خلق و خويی‏ را به پيغمبر ، به امام نسبت می‏دهد ، در صورتی كه خلق او طور ديگری بوده‏ است . (...)
من نمونه‏هايی از بعضی تحريفهايی كه در لفظ ظاهر ، يعنی در شكل قضيه‏ بوجود آورده‏اند و چيزهايی كه نسبت داده‏اند را ذكر می‏كنم . مطلب آنقدر زياد است كه قابل بيان كردن نيست ، آنقدر زياد است كه اگر بخواهيم‏ روضه‏های دروغی را كه می‏خوانند جمع‌آوری كنيم شايد چند جلد كتاب پانصد صفحه‏ای بشود ! ( ... )
آيت‌الله مطهري در اين بخش از كتاب رجوع مي كند به كتابي به نام لولو و مرجان كه نوشته شده توسط مرحوم حاج ميرزا حسين نوری اعلی الله مقامه ، استاد مرحوم‏ حاج شيخ عباس قمی و مرحوم حاج شيخ علی اكبر نهاوندی در مشهد و مرحوم حاج‏ شيخ محمد باقر بيرجندی است. استاد مطهري پس از معرفي حاجي نوري مي گويد: حاجي نوري درباره ي وظايف مردم چنين نوشته است: يك مطلب را لازم است قبلا بگويم كه در همه اينها مردم مسؤولند . يعنی‏ شما مردمی كه در روضه خوانيها شركت می‏كنيد ، هيچ خيال نمی‏كنيد كه در اين‏ قضيه مسؤول هستيد ، بلكه فكر می‏كنيد كه مسؤول فقط گويندگان هستند . دو مسؤوليت بزرگ مردم دارند ، يكی اينكه نهی از منكر بر همه واجب است . وقتی می‏فهمند و می‏دانند كه اغلب هم می‏دانند كه دروغ است ، نبايد در آن‏ مجلس بنشينند كه حرام است و بايد مبارزه كنند . و ديگر از بين بردن‏ تمايلی است كه صاحب مجلسها و مستمعين به گرم بودن مجلس دارند و به‏ اصطلاح مجلس بايد بگيرد ، بايد كربلا شود . روضه خوان بيچاره می‏بيند كه‏ اگر هر چه می‏گويد راست و درست باشد آن طور كه شايد و بايد مجلس‏ نمی‏گيرد و همين مردم هم دعوتش نمی‏كنند، ناچار يك چيزی اضافه می‏كند. مردم بايد اين انتظار را از سر خودشان بيرون كنند و با رفتارشان آن روضه‏ خوانی را كه می‏ميراند و مجلس را كربلا می‏كند تشويق نكنند . كربلا می‏كند يعنی چه؟ ! مردم بايد روضه راست بشنوند تا معارفشان ، سطح فكرشان بالا بيايد و بدانند كه اگر روح‌شان در يك كلمه اهتزاز پيدا كرد ، يعنی با روح‏ حسين بن علی هماهنگ شد و در نتيجه اشكی ولو ذره‏ای ، از چشمشان بيرون آمد واقعا مقام بزرگی است . اما اشكی كه از راه قصابی كردن از چشم بيرون‏ بيايد اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد ..
مرحوم حاج ميرزا حسين نوري درباره ي تحريفها و دروغهاي كه به واقعه ي عاشورا نسبت مي دهند چندين نمونه اورده است كه براي بررسي انها وقت بيشتري مي طلب اما براي نمونه چند تا از اين نمونه ها را بيان مي كنيم:
نمونه ديگر از تحريف در وقايع عاشورا كه يكی از معروفترين قضايا شده‏ است و حتی يك تاريخ هم به آن گواهی نمی‏دهد قصه ليلا مادر حضرت علی اكبر است . البته ايشان مادری به نام ليلا داشته‏اند ، ولی حتی يك مورخ نگفته‏ كه ليلا در كربلا بوده است . اما ببينيد كه چقدر ما روضه ليلا و علی اكبر داريم.
از اين بالاتر ، ( حاجی نوری ) می‏گويد در همان گرما گرم روز عاشورا كه‏ می‏دانيد مجال نماز خواندن هم نبود ، اما(امام حسين (ع))
نماز خوف خواند و با عجله‏ هم خواند . حتی دو نفر از اصحاب آمدند و خودشان را سپر قرار دادند كه‏ امام بتواند اين دو ركعت نماز خوف را بخواند ، و تا امام اين دو ركعت‏ نماز را خواندند ، اين دو نفر در اثر تيرهای پياپی كه می‏آمد از پا در آمدند . مجالی برای نماز خواندن به اينها نمی‏دادند ، ولی گفته‏اند در همان وقت‏ امام فرمود حجله عروسی را بيندازيد ، من می‏خواهم عروسی قاسم با يكی از دخترهايم را در اينجا ، لااقل شبيه آن هم كه شده ببينم، من آرزو دارم ، آرزو را كه نمی‏شود به گور برد !
شما را بخدا ببينيد حرفهائی را كه گاهی وقتها از يك افراد در سطح خيلی‏ پايين می‏شنويم كه مثلا می‏گويند من آرزو دارم عروسی پسرم را ببينم ، آرزو دارم عروسی دخترم را ببينم ، به فردی چون حسين بن علی نسبت می‏دهند ، آن‏ هم در گرما گرم زدو خورد كه مجال نماز خواندن نيست.
در كتاب اسرار الشهاده نوشته شده است كه لشكر عمر سعد در كربلا يك ميليون و ششصد هزار نفر بود . بايد سؤال كرد اينها از كجا پيدا شدند ؟ اينها همه در كوفه‏ بودند ، مگر چنين چيزی می‏شود ؟ ! و نيز در آن كتاب نوشته كه امام حسين‏ در روز عاشورا سيصد هزار نفر را با دست خودش كشت ! با بمبی كه در هيروشيما انداختند تازه شصت هزار نفر كشته شدند ، و من حساب كردم كه‏ اگر فرض كنيم كه شمشير مرتب بيايد و در هر ثانيه يك نفر كشته شود ، كشتن سيصدهزار نفر ، هشتاد و سه ساعت و بيست دقيقه وقت می‏خواهد . بعد كه ديدند اين تعداد كشته با طول روز جور در نمی‏آيد ، گفتند روز عاشورا هم‏ هفتاد ساعت بوده است ! همين طور درباره حضرت ابوالفضل گفته‏اند كه بيست و پنج هزار نفر را كشت كه حساب كردم اگر در هر ثانيه يك نفر كشته شود ، شش‏ ساعت و پنجاه و چند دقيقه و چند ثانيه وقت می‏خواهد . و...
آيت الله مطهري مي‌نويسد: آن چيزی كه بيشتر دل انسان را به درد می‏آورد اين ست كه اتفاقاً در ميان‏ وقايع تاريخی كمتر واقعه‏ای است كه از نظر نقل‌های معتبر به اندازه حادثه‏ كربلا غنی باشد . من در سابق خيال می‏كردم كه اساساً علت اينكه اين همه دروغ در اين مورد پيدا شده ، اين است كه وقايع‏ راستين را كسی نمی‏داند كه چه بوده است ، بعد كه مطالعه كردم ديدم اتفاقا هيچ حادثه‏ای در تاريخ‌های دور دست مثل سيزده ، چهارده قرن پيش به اندازه‏ حادثه كربلا تاريخ معتبر ندارد . مورخين معتبر اسلامی از همان قرون اول و دوم قضايا را با سندهای معتبر نقل كردند و اين نقلها با يكديگر انطباق‏ دارد و به يكديگر نزديك هستند ، و يك قضايائی در كار بوده است كه سبب‏ شده جزئيات اين تاريخ بماند.
خوانندگان و علاقه مندان مي توانند براي اطلاع بيشتر از اين مطالب به كتاب حماسه ي حسيني جلد 1 رجوع بكنند.

در ادمه بررسي ها به سراغ حجت الاسلام اعلم الهدي كه يكي از روحاني هاي هستند كه در شهر گراش نيز مراسم دارند و اتفاقا هم در مراسم هاي وي چهره هاي جوان زياد مشاهده مي شود رفتيم. بعد از در ميان گذاشتن موضوع ايشان كتابي را با نام ((سفينة النجاة)) به ما معرفي كردند كه اين كتاب به دست خود حجت الاسلام اعلم الهدي گردآوري شده است. اگرچه موضوع اين كتاب ادعيه و زيارت ماه محرم صفر است اما ايشان مقدمه اين كتاب را كه به قلم خود ايشان نوشته شده است به ما معرفي كردند كه نگاه كوتاهي به آن مي اندازيم:
حجت الاسلام ولمسلمين اعلم الهدي: روزگار مدرسه اي است كه هر ساعت و روز و شب و ماه و سال او به ما درسها مي دهد و هر حادثه اش كلاسي است پر از مطالب مفيد و سرنوشت ساز. اگر بشر بيدار و هوشيار و چشم عبرت گير و فحمي متحرك و فعال داشته باشد از ماوقع زمانه اندوخته هاي با ارزش و اندرزهاي بيدار كننده اي تحصيل خواهد كرد. (...) البته حوادث و رخدادهاي روزگار، كوچك و بزرگ و مهم و مهم تر دارد يكي از مهمترين وقايع مسلم تاريخ حادثه عاشورا سال شصت و يكم هجري قمري است كه هيچ گاه فراموش نمي شود و ديده ايم در اين ماجرا و براي بزرگداشت آن همه اقشار، مرد و زن، كوچك و بزرگ، فقير و غني، عالم و جاهل، جوان و پير تشريك مساعي مي نمايند. چقدر تا به حال براي آن روز مردم مال خود را هزينه كرده اند؟ چه اندازه عمر خود را صرف نموده اند؟ چقدر اشك ريخته اند؟
عاشورا دو روي برگ دارد يك روي آن ذرين و درخشان تر از خورشيد و همه اش ايمان مجاهده، فداكاري در راه اعتلاي دين، ايثار و محبت، غيرت و حميت، عزت تسليم زور نشدن، نصح و خيرخواهي و شرف و شجاعت و هر چه تصور كنيم از كمالات و مكارم اخلاقي و نتيجه سلام و صلوات و رحمت و روي ديگرش دنيا پرستي جاه، پستي و دنائت، چپاول و غارت، رذالت و قساوت و عاقبت هم نفرين و لعنت.
آنچه در اين ميان مهم است سه مطلب است:
اول:‌خوب بيانديشيم و جاي خود را از اين دو صف بشناسيم. نكند صورتا و ظاهرا خود را در گروه اول ببينيم ولي عملا در گروه دوم باشيم كه يكي از شگردهاي خطرناك شيطان هميشه همين بوده، انسان را سرگرم ظواهري كرده و روح و باطن را از او مي ستاند.
دوم: ما تا به حال چه نقشي در اعتلاي عاشورا داشته ايم و براي در اهتزاز بودن پرچم محرم و توجه خود و ديگران به محتواي شهادت سيدالشهدا عليه اسلام و عزيزانش چه قدمي برداشته ايم؟ چقدر توانسته ايم؟ حداقل فرزندان خود را به عمق عاشورا و هدف آن آشنا سازيم؟ آيا به همين حركات و اعمال ظاهري كه عادت شده (كه گرچه كقدس و محترم است و موجب اجر) بسنده كرده ايم و يا درسي را كه بايد از آن بگيريم، گرفته ايم؟
سوم : متاسفانه حوادث بزرگ تاريخ غالبا به مرور زمان دستخوش تحريف و دخل و تصرفاتي مي گردد كه گاهي به كلي از شكل اصلي آن را خارج مي سازد و عاشورا هم از اين بلا مصمون نمانده. مطالبي كه گاه حتي به صورت عزاداري و مصيبت خوانده مي شود، اشعاري كه براي تبيين ابعاد آن فاجعه و يا براي تجليل از الگوهاي درخشان آن سروده و خوانده مي شود و يا اعمال و حركاتي كه به عنوان عزا از بعضي سر مي زند، اعمال و كارها و گفتارهاي است كه ابدا با روح عاشورا سازگار نبوده بلكه آن را از محتواي بزرگ خود خارج مي كند. اميد مي رود كه با هوشيار كامل و مشورت با بزرگان و انديشمندان ديني در اين مسير گام برداريم تا مبادا سوژه اي به دست دشمن داده و به جاي خدمت به عاشورا ندانسته به آن ضربه بزنيم. ما براي عاشورا منابع بسيار اصيل و پاك و سالم داريم كه شايد هيچ حادثه اي در تاريخ مانند عاشورا از اين غنا با ارزش بر خوردار نباشد. يكي از آن منابع همين زيارتها و دعاهاي ماثوره از ائمه عليهم السلام است.
25 شوال المكرم 1429
عليرضا اعلم الهدي

همان گونه كه مطالعه فرموديد در بين تمام سخنان بزرگان و انديشمندان ديني مسئله ي مهم در واقه ي عاشورا بررسي و درس آموختن از هدف امام حسين (ع) است. هر چند واقعه ي عاشورا دچار تحرف شده است اما درباره ي واقعه ي عظيم عاشورا منابع و كتاب هاي بسيار معتبر وجود دارد كه انسان را با روح عاشورا آشنا مي كند. متاسفانه در سالهاي اخير درباره ي عاشورا شعار زياد شده است اما شعور كم شده است نه اينكه نبايد شعار باشد اما شعاري ارزش دارد كه همراه با شعور باشد. در شهر گراش به دليل اردات و عشق مردم به ائمه معصومين به ويژه حضرت اباعبدالله در ماهاي محرم و صفر مراسم هاي زيادي به نام امام حسين برگزار مي شود كه در اين مراسم وقتها و پولهاي زيادي نيز هزينه مي شود كه بايد از اين هزينه ها نهايت استفاده را برد و مردم را با اصل واقعه ي عاشورا آشنا ساخت. مواظبت و جلوگيري از تحريف واقعه ي عاشورا وظيفه ي همه ماست و اگر در متن سخرانها و مداحان حرفهايي شنيده كه به نظر با حقيقت مطابقت دارد از آنها منبع و سند معتبر آن را درخواست بكنيم.