عنوان : حسن حسینی/دوبیتی
موضوع :اشعار در مورد خرمشهر
بر عشق دوام می دهد خون شهید
از فتح پیام می دهد خون شهید
برخیز که با زبان گویای سکوت
پیغام قیام می دهد خون شهید
عنوان : حماسه بزرگ
شاعر / نویسنده : مجتبا نظام آبادی
موضوع :اشعار در مورد خرمشهر
حماسه بزرگ
صدای واعطشا را شنیددستانت
یه سمت مشک ترامیکشیددستانت
زمینمحاصره بود و زمان برای تو تنگ
دل از زمین و زمان می برید دستانت
خیام،بدرقه ات را «دعای باران» کرد
خداکند نشود ناامید دستانت
به حال اهل حرم مشک هم جگ سوزاند
دمی که بر لب دریا رسید دستانت
هنوز خواست کفی از فرات بردارد
در آب کودک ششماهه دید دستانت
قلم قلم شد و در بارشی ز خنجر و تیغ
حماسه های بزرگ آفرید دستانت
کنار علقمه بر شنه ی صبور علم
تمام خون دلش را چکید دستانت
چقدر شرم ز عطشانی برادر داشت
که زودتر ز تو می شد شهید دستانت
عنوان : شبیه خرمشهر
شاعر / نویسنده : آزاده بشارتی
موضوع :اشعار در مورد خرمشهر
به سرم زد که نامه بفرستم به تو که پلک هات سنگین است
چشم هایم به واقعیت ها بی تو اما همیشه بدبین است
من تصور نمی کنم هرگز پدرم توی جنگ مرده ولی
مادرم گفته شهر می داند، روح بابا کنار پوتین است
مادرم خواب دیده است شبی که خدا مثل قبل می آید
خواب هم اتفاق روزانست، مادر من زنی خوش آیین است
من به همراه خاطرات قشنگ، دُور تا دُور شهر می گردم
پدرم شد شهید راه خدا، این شهادت چه قدر شیرین است
فکرهایت همیشه قلابی است، دست هایم همیشه می لرزد
چشم هایم شبیه خرمشهر، سال ها می شود که خونین است
عنوان : قافله ی ناز
موضوع :اشعار دفاع مقدس
ای نفس های شب حادثه دمساز شما
درتکاپوی سحر توسن تکتاز شما
چشم خورشید زمان را به عروج جان بُرد
جلوه ی پر تپش شیوه ی پرواز شما
کس نفهمید چرا در تب خون بالیدید
سر به مُهر است چنان داغ شفق راز شما
درشب سرد زمین قامتی از نور شدید
وسعت آینه شد بستر اعجاز شما
وقت آنست که در مزرعه ی سبز وطن
گل کند حنجره در حنجره آواز شما
سرخ سرخ است ردیف غزل دشت جنون
تا شقایق دمد از زمزمه ی ساز شما
هرچه گشتیم ندیدیم غباری، آری
می رسد تا به فلک قافله ی ناز شما
پشت پرچین شهادت سحری هست که هست
تا ابد دلشده ی پنجره ی باز شما
غرق عشق اس حدیث دل دریایی تان
موج صد حادثه پیداست دراعجاز شما
بانگ آزادگی و شعر رها درباران
هست آهنگ لب نافله پرواز شما
برتن سوخته تان حاجت خاکستر نیست
ای به پایان شما شعله ی آغاز شما