او هرگز نمیترسید
عنوان : او هرگز نمیترسید
راوی :خانواده شهدا
منبع :افلاکیان(خاطرات شهدای دانش آموز کردستان)
شیرزاد از کودکی علاقهی خاصی به من و مادرش داشت ، همیشه همراه ما بود و تحمل دوری ما را نداشت ، اما چون عاشق امام و انقلاب بود ، زمانی که رفتن به جبهه را تکلیف خود دانست ، با عزمی استوار گام به پیش نهاد و آمادهی رفتن شد . فصل زمستان بود . به او گفتم :پسرم این فصل خیلی مناسب نیست ، در یک وقت مناسب به جبهه برو ! قاطعانه گفت : پدر جان ! رفتن به جبهه یک وظیفه شرعی است و فصل مناسب و غیر مناسب نمیشناسد . من را قانع کرد و راهی شد ، شجاعتی شگرف داشت . هرگز ندیدم از چیزی واهمه کند و بترسد . این دو بیت شعر را پیوسته زمزمه میکرد :
خفتگان را خبر از عالم بیداران نیست تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری
ماهیان ندیدهاند غیر از آب پرس پرسان زهم که آب کجاست
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 19:59 توسط ابوالفضل
|