هروقت خدا بخواهد ...
عنوان : هروقت خدا بخواهد ...
مکان : مهران
راوی :همرزم شهید
منبع :افلاکیان(خاطرات شهدای دانش آموز کردستان)
در تیپ 29 بیت المقدس بودم . خداوند عنایت فرمود تا در عملیات کربلای 1 که منجر به آزاد سازی مهران شد شرکت کنیم . سرعت پیشروی رزمندگان اسلام فوق العاده بود . دشمن به شدت دچار هراس شده بود و برای متوقف کردن رزمندگان به بمباران هوایی دست زد . سراسر منطقه به تلی از آتش و دود تبدیل شده بود . بچههای رزمنده بخاطر اینکه از اصابت ترکش محفوظ بمانند ، به حالت درازکش بر روی زمین خوابیده بودند . در آن لحظات حساس ناگهان علیرضا را دیدم که بدون هیچ ترس و واهمهای ایستاده و صحنه بمباران را مشاهده میکند. او را صدا زدم و گفتم : علیرضا مگر نمیبینی دشمن دارد منطقه را بمباران میکند ؟ بخواب روی زمین ! بابا نترسید هر وقت خدا بخواهد من شهید میشوم .
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 20:1 توسط ابوالفضل
|